1-جایز است زنها برای مردها خدمت و از آنان پذیرایی کنند گرچه جوان و نوعروس باشند .
2-برای زنها لازم نیست خودشان را از غلام بپوشانند گرچه غلام متعلق به دیگری باشد .
3-محل منی همانطور که با شستن پاک می شود ،با زایل کردن و از بین بردن عین منی نیز پاک می شود .
4-در جماع کردن تا منی نیاید غسل واجب نیست بلکه مستحب است (1)
5-در مواقع ضروری مانند جنگ می توان نماز را ترک کرد و بعدا قضای آن را بجا آورد .
6-می توان با روغن میته بدن را روغن مالی کرد .
7-از استخوان میته می توان به صورت شانه و مانند آن استفاده کرد .
8-در مسجد بازی نمودن با وسایل جنگ مانند شمشیر ،و نیزه وشعر خواندن اشکالی ندارد .(2)
9-یکی دیگر از فتواهای عجیب بخاری اینست که احکام رضاع بوسیله شیر حیوانات هم ثابت و سبب نشر حرمت می گردد ،که دو طفل از شیر گوسفند یا شیر گاوی مدتی استفاده کنند سبب اخوت و برادری در میان آنها خواهد گردید .
مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی این فتوای بخاریرا از کتاب (کفایه الهدایه )که در فقه حنفی است نقل می کند ،سپس می گوید نشر حرمت در رضاع فرع بر پدر ومادر است ومعنا نمی دهد که حیوانی نسبت به انسانی پدر یا مادر گردد.(3)
پی نوشت:
1-صحیح بخاری ج1 باب غسل ما یصیب من فرج المرئه
2-مقدمه صحیح بخاری بقلم ابو کمال عبد الغنی عبد الخالق چاپ مکه معظمه 1376.
3-القول الصراح نسخه خطی .
برچسب ها: سیری در صحیحین، صحیح بخاری،
آیا امام علی با سقیفه موافقت كرد و با آنان بیعت نمود؟
جواب: نه، هرگز امام علی با وضعیت موجود موافقت نكرد و سكوت هم ننمود، بلكه علی رغم تهدید، با آنان احتجاج كرد و بیعت ننمود. ابن قتیبه در تاریخش آورده است كه علی به آنان گفت: «به خدا قسم با شما بیعت نمیكنم و شما سزاوارتر به بیعت با من هستید». و همسرش فاطمه زهرا را با خود به مجالس انصار میبرد و اعلام مخالفت مینمود، ولی آنان پوزش میطلبیدند و میگفتند كه ابوبكر بر او سبقت گرفته است.
بخاری یادآور شده است كه علی در طول مدت حیات فاطمه، بیعت نكرد. وقتی فاطمه از دنیا رفت هیچ یار و یاوری برای خود نیافت، ناچار به مصالحه با ابوبكر شد.
و همانا فاطمه شش ماه پس از پدرش زنده بود، پس آیا فاطمه از دنیا رفت در حالی كه هیچ بیعتی در گردنش نبود؟ با اینكه پدرش رسول الله (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «هر كه بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد، مرگش مرگ جاهلیت است»[1]. و آیا علی مطمئن بود كه تا بعد از ابوبكر زنده است كه آن شش ماه گذشت و بیعت نكرد؟ آری! علی هرگز ساكت نشد و هر وقت فرصتی یافت ـ در طول ایام زندگیش ـ ظلم آنان و غصب حقش را به مردم اعلام كرد. كافی است كه در این زمینه، خطبه شقشقیهاش را مطالعه كنیم.
پی نوشت:
[1] - صحیح مسلم: ج 6، ص 22.
برچسب ها: تولی،
برچسب ها: تبری تبری تبری ولایت حضرت علی شیعه،
حتما شنیده اید که یکی از احکام نماز، قصر یا شکسته شدن نماز در سفر است. (3) ما شیعیان نمازمان را در سفر شکسته می خوانیم، اما اهل سنت نماز خود را در سفر کامل به جا می آورند. به دلیل اهمیت زیاد نماز، لازم است روشن شود در سفر کدام یک از این دو نماز درست و براساس سنت رسول خدا صلوات الله علیه وآله است، نماز شکسته یا کامل؟
منابع فراوانی از اهل سنت نقل می کنند که هرگاه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از مدینه خارج می شدند، نماز خود را شکسته می خواندند. (4) پس از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز خلیفه اول و دوم همین گونه عمل می کردند. (5)
عثمان به عنوان سومین خلیفه، برخلاف سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم عمل کرد و در سفر، نماز را کامل به جاآورد. (6)
جالب این جاست که “عبدالله بن عمر” فرزند خلیفه دوم، می گوید: نماز مسافر دو رکعتیست، و هرکه
سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را ترک کند، کافر است.
(7) ماجرا زمانی جالبتر می شود که بدانیم همین “عبدالله بنعمر” برخلاف گفته خود و برای جلب رضایت خلیفۀ وقت، در سفر و هنگام جماعت، نماز را تمام میخواند و زمانی که به خانه برمیگشت، دوباره نمازش را می خواند، ولی این بار به صورت شکسته! (8)
عمل به سنت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را باید از چه کسانی انتظار داشت؟ اگر سنت در اجتماع مسلمانان در معرض خطر تغییر و تحریف قرار گیرد، چه کسی مسئول حفاظت و صیانت از آن است؟ دست از صحیح دانستن مهم ترین منابع خود برمی دارید، یا خلیفه را بدعت گذار و کافر اعلام می کنید؟ آیا این درست است که پیامبر خدا صلوات الله علیه وآله حکمی را از ناحیه خداوند ابلاغ کنند و دیگران تحت هر عنوانی و به میل خود آن حکم را به حکمی دیگر تبدیل نمایند؟ حکومتی کردن یک نظریه یافتوا، چه عواقبی را درپی دارد؟ اهل سنت که عمل همه اصحاب را تحت عنوان “عدالت صحابه” درست می دانند، در چنین مواقعی چه رفتاری پیش می گیرند و به کدام روش عمل می کنند، عمل خلیفه یا عمل دیگر اصحاب؟ با توجه به این مطلب که رفتار شیعیان مطابق سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است، کدام یک به نام اهل سنت سزاوارترند، شیعه یا اهل سنت؟
پی نوشت ها:
1- حدیثی که این مطلب را بیان کرده از احادیث مورد اتفاق میان شیعه و سنی می باشد.
2- شرح اصول کافی، ملاصالح مازندرانی،جلد12،صفحه439،ناشر: داراحیاءالتراث العربی للطباعةوالنشروالتوزیع، بیروت، لبنان
3- نماز قصر یا شکسته یعنی نماز چهار رکعتی را دو رکعت خواندن.
4- برخی منابع اهل سنت در این زمینه:
الف- صحیح بخاری جلد1، صفحه281، باب الصلاة بمنی
ب- صحیح مسلم، جلد1، صفحه145 و 146
ج- مسند احمد بن حنبل، جلد2، صفحه44
د- سنن ابن ماجه، جلد1، صفحه330
ه- احکام القرآن، جصاص، جلد2، صفحه330
برای اطلاع بیشتر در مورد این منابع و سایر مدارک به جلد هشتم کتاب شریف “الغدیر” مراجعه فرمائید.
5- بعضی از منابع اهل سنت در این مورد:
الف- صحیح بخاری، جلد2، صفحه154
ب- صحیح مسلم، جلد1، صفحه261
ج- سنن نسائی، جلد3، صفحه120
د- الموطا، مالک، جلد1، صفحه282
6- گوشه ای از مدارک از اهل سنت در مورد این نقل:
الف- صحیح بخاری جلد1، صفحه281، باب الصلاة بمنی
ب- صحیح مسلم، جلد1، صفحه145 و 146
ج- مسند احمد بن حنبل، جلد2، صفحه148
د- سنن بیهقی، جلد3، صفحه126
ه- احکام القرآن، جصاص، جلد2، صفحه310
7- منابع این مطلب از کتب اهل سنت:
الف- احکام القرآن، جلد2، صفحه310
ب- المحلّی، ابن حزم، جلد4، صفحه266 و 270
8- منابع از اهل سنت در این مورد:
الف- الموطأ، مالک، جلد1، صفحه149
ب- المحلّی، ابن حزم، جلد4، صفحه270
و نیز حکایت کرده است: روزی هاله, خواهر خدیجه از پیغمبر خدا اجازه خواست تا وارد شده آن حضرت را دیدار کند. رسول خدا که گوئی با شنیدن صدای هاله بیاد صدای خدیجه افتاده بود حالش به شدت دگرگون گردید و بی اختیار گفت: آه خدایا! هاله.
من که از رفتار پیغمبر رشک و حسادتم نسبت به خدیجه سخت تحریک شده بود بلافاصله گفتم: چه قدر از آن پیرزن بی دندان قرشی یاد می کنی ؟!!! مدتهاست که او مرده و خدا بهتر از او را به تو ارزانی داشته است !!!
عایشه می گوید پس از این اعتراض دیدم چهره رسول خدا برافروخت و آن چنان تغییر کرد که مانندش را تنها به هنگام فرود آمدن وحی بر آن حضرت دیده بودم که نگران دستورهای آسمانی است تا پیام رحمت نازل شود یا عذاب.
رسول خدا صلی الله علیه و اله در این حالت فرمودند: نه! هرگز خداوند نیکوتر از او را به من عوض نداده است... (2)
رسول خدا همیشه از خدیجه نخستین همسر خود به نیکی یاد میکرد. و با تجدید خاطران و یادگارهای او, با احسان و نیکوئی هائی که درباره خویشان و دوستان او می کرد و آنها را بر دیگران مقدم می داشت, خاطره اش را در خود زنده نگه می داشت. و همین ها بود که سینه عایشه را از خشم و نفرت, و حسد و رشک بر خدیجه مالامال کرده بود و نیز همین حالت بود که او را وامی داشت تا بارها روی نام خدیجه, یادگارهای خدیجه و خاطرات خدیجه به رسول خدا اعتراض و پرخاش نماید. و بدتر از همه اینکه با ستایشی که گاه و بی گاه درباره خدیجه از همسر خود می شنید و او را تا سر حد جنون رنج می داد, خود را در مقابل, سرزنش و نکوهش می دید و همین موضوع بود که باعث گردید تا اثر بسیار بدی در روابط بین او و حضرت زهرا سلام الله علیها و همسر و فرزندانش که سخت مورد توجه و علاقه همسرش رسول خدا بودند به جای بگذارد.
اسناد:
(1) صحیح بخاری 2/277 و 210
(2) مسند احمد 6/150 و 154 و 117 و 58 و 102 و 202 و 279 – سنن ترمذی ص247 باب ما جاء فی حسن العهد – سنن ابن ماجه باب الغیره من ابواب النکاح 1/315 – بخاری 2/177 و 4 و 36 و195 – استیعاب در شرح حال خدیجه – تاریخ ابن کثیر 3/128, و کنزالعمال 6/224 حدیث شماره 3973 و 3974
طبقه بندی: مطائن و تبری،
برچسب ها: عاشه.خدیجه.تبری،
تبلیغات 